تبلیغات
www.parlaclick.com the best - نامه مادر غضنفر به پسرش
the best
خبر - طنز - و...

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نامه مادر غضنفر به پسرش

گضنفر جان سلام! ما اینجا حالمام خوب است. امیدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. این نامه را من میگویم و جعفر خان كفاش براید مینویسد. بهش گفتم كه این گضنفر ما تا كلاس سوم بیشتر نرفته و نمیتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنویس كه پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.
وقتی تو رفتی ما هم از آن خانه اسباب كشی كردیم. پدرت توی صفحه حوادت خوانده بود كه بیشتر اتفاقا توی 10 كیلومتری خانه ما اتفاق میافته. ما هم 10 كیلومتر اینورتر اسباب كشی كردیم. اینجوری دیگر لازم نیست كه پدرت هر روز بیخودی پول روزنامه بدهد. آدرس جدید هم نداریم. خواستی نامه بفرستی به همان آدرس قبلی بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلی را آورده و اینجا نصب كرده كه دوستان و فامیل اگه خواستن بیان اینجا به همون آدرس قبلی بیان.
آب و هوای اینجا خیلی خوب نیست. همین هفته پیش دو بار بارون اومد. اولیش 4 روز طول كشید، ‌دومیش 3 روز. ولی این هفته دومیش بیشتر از اولیش طول كشید
گضنفر جان،‌ آن كت شلوار نارنجیه كه خواسته بودی را مجبور شدم جدا جدا برایت پست كنم. آن دكمه فلزی ها پاكت را سنگین میكرد. ولی نگران نباش دكمه ها را جدا كردم و جداگانه توی كارتن مقوایی برایت فرستادم.
پدرت هم كه كارش را عوض كرده. میگه هر روز 800 ،‌ 900 نفر آدم زیر دستش هستن. از كارش راضیه الحمدالله. هر روز صبح میره سر كار تو بهشت زهرا،‌ چمنهای اونجا رو كوتاه میكنه و شب میاد خونه.
ببخشید معطل شدی. جعفر جان كفاش رفته بود دستشویی حالا برگشت.
دیروز خواهرت فاطی را بردم كلاس شنا. گفتن كه فقط اجازه دارن مایو یه تیكه بپوشن. این دختره هم كه فقط یه مایو بیشتر نداره،‌ اون هم دوتیكه است. بهش گفتم ننه من كه عقلم به جایی قد نمیده. خودت تصمیم بگیر كه كدوم تیكه رو نپوشی.
اون یكی خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نمیدونم بچه اش دختره یا پسره. فهمیدم بهت خبر میدم كه بدونی بالاخره به سلامتی عمو شدی یا دایی.
راستی حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصیت كرده بود كه بدنش را به آب دریا بندازن. حسن آقا هم طفلكی وقتی داشت زیر دریا برای مرحوم پدرش قبرمیكند نفس كم آورد و مرد! ‌شرمنده.
همین دیگه... خبر جدیدی نیست.
قربانت... مادرت.
راستی: ‌گضنفر جان خواستم برات یه خرده پول پست كنم، ‌ولی وقتی یادم افتاد كه دیگه خیلی دیر شده بود و این نامه را برایت پست كرده بودم.

درباره وبلاگ

نظر بدهید
مدیر وبلاگ :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان

ابزار وبلاگنویسان ابزار وبلاگنویسان ابزار وبلاگنویسان ابزار وبلاگنویسان ابزار وبلاگنویسان ابزار وبلاگنویسان ابزار وبلاگنویسان
ابزار وبلاگنویسان