تبلیغات
www.parlaclick.com the best
the best
خبر - طنز - و...

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اگه زن شما رئیس تان بشود، چه بلایی سرتان می آید؟!

تا حالا پیش خودتان تصور کرده اید که اگر روزی زن شما، در محل کارتان، رئیس شما بشود، چه عواقبی خواهد داشت؟
اگر مایلید تا گوشه ای از عواقب شوم این وضعیت را دریابید، این مطلب را تا آخر، به دقت مطالعه کنید!

اگر یکروز، چند ساعت دیر به محل کارتان برسید...
واکنش همسر/رئیس شما: این چه موقع اومدن به سر کاره؟ میدونی ساعت چنده؟ چرا اینقدر دیر اومدی؟ چیکار میکردی؟ کجا بودی؟ با کی بودی؟ نکنه یه زن دیگه گرفتی؟! خائن! این چوب دستی من کجاست؟! دیگه حق نداری پاتو نه توی خونه و نه تو اداره بذاری!


اگر یکروز از ارباب رجوع، زیر میزی یا همان رشوه، دریافت کنید...
واکنش همسر/رئیس شما: این چه کاری بود که تو کردی؟ چرا این کار رو کردی؟ مگه حقوق خودت برات کافی نبود؟ مگه خرج و مخارجت در ماه چقدره؟ چرا خرجت اینقدر رفته بالا؟ نکنه یه زن دیگه گرفتی؟! خائن! این چوب دستی من کجاست؟! دیگه حق نداری پاتو نه توی خونه و نه تو اداره بذاری!


اگر یکروز، تقاضای چند روز مرخصی نمایید...
واکنش همسر/رئیس شما: چرا تقاضای مرخصی کردی؟ دیگه چه اتفاقی برات افتاده؟ جایی میخوای بری؟ کجا میخوای بری؟ چرا میخوای بری؟ با کی میخوای بری؟ نکنه یه زن دیگه گرفتی؟! خائن! این چوب دستی من کجاست؟! دیگه حق نداری پاتو نه توی خونه و نه تو اداره بذاری!


اگر یکروز در پرونده هایی که زیر دست شماست، اشتباهی رخ دهد...
واکنش همسر/رئیس شما: چرا این اشتباه رو مرتکب شدی؟ چرا توی کارت دقت نکردی؟ چرا چند وقته که بی دقت شدی؟ چرا اینقدر حواست پرته؟ انگار که فکر و ذکرت یه جای دیگست؟ حواست کجاست؟ هوش و حواست پیش کیه؟ به کی داشتی فکر میکردی؟ نکنه یه زن دیگه گرفتی؟! خائن! این چوب دستی من کجاست؟! دیگه حق نداری پاتو نه توی خونه و نه تو اداره بذاری!


اگر یکروز، بعنوان کارمند نمونه اداره معرفی شوید...
واکنش همسر/رئیس شما: از صمیم قلب بهت تبریک میگم. تو بعنوان کارمند نمونه شناخته شدی. حالا بگو ببینم، چی شد که یکدفعه اینقدر عوض شدی؟ چی باعث شده که اینقدر خوب کار کنی؟ انگیزت برای خوب کار کردن چی بوده؟ مشوقت کی بوده؟ نکنه یه زن دیگه گرفتی؟! خائن! این چوب دستی من کجاست؟! دیگه حق نداری پاتو نه توی خونه و نه تو اداره بذاری!


اگر یکروز بخواهید از کارتان استعفا دهید...
واکنش همسر/رئیس شما: چرا میخوای استعفا بدی؟ مگه اتفاقی افتاده؟ پس مخارج زندگی رو چطوری میخوای تأمین کنی؟ مگه شغل بهتری پیدا کردی؟ چه شغلی؟ کی برات پیدا کرده؟ نکنه یه زن دیگه گرفتی؟! خائن! این چوب دستی من کجاست؟! دیگه حق نداری پاتو نه توی خونه و نه تو اداره بذاری!

امیدوارم که با خواندن این مطلب، به عمق فاجعه پی برده باشید! پس به شما توصیه میشود که یا زوجه ای که رئیس باشد اختیار نکنید، یا نگذارید که خانومتان رئیس شما بشود، و یا اگر هم یک زمانی خدایی ناکرده، روم به دیوار، خانوم شما رئیستان شد، سریعاً و بدون هیچگونه معطلی، از محل اداره متواری شوید و به دنبال یک شغل دیگر بروید!...

آیا معنی ماه های ایرانی را میدانید؟

فروردین

فروردهای پاکان

فروردین نام نخستین ماه از فصل بهار و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و پارسی باستان فرورتینام، در پهلوی فرورتین و در فارسی فروردین گفته شده که به معنای فروردهای پاکان و فروهرهای ایرانیان است. بنا به عقیده پیشینیان، ده روز پیش از آغاز هر سال فروهر در گذشتگان که با روان و وجدان از تن جدا گشته، برای سرکشی خان و مان دیرین خود فرود می آیند و ده شبانه روز روی زمین به سر میبرند. به مناسبت فرود آمدن فروهرهای نیکان، هنگام نوروز را جشن فروردین خوانده اند. فروهران در ده روز آخر سال بر زمین هستند و بامداد نوروز پیش از بر آمدن آفتاب، به دنیای دیگر میروند.

اردیبهشت
طبیعت

اردیبهشت نام دومین ماه سال و روز دوم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا اشاوهیشتا و در پهلوی اشاوهیشت و در فارسی اردیبهشت گفته شده که کلمه‌ای است مرکب از دو جزء: جزء اول “اشا” از جمله لغاتی است که معنی آن بسیار منبسط است، راستی و درستی، تقدس، قانون و آئین ایزدی، پاکی... و بسیار هم در اوستا به کار برده شده است. جزء دیگر این کلمه که واژه “وهیشت” باشد. صفت عالی است به معنای بهترین، بهشت فارسی به معنی فردوس از همین کلمه است. در عالم روحانی نماینده صفت راستی و پاکی و تقدس اهورامزداست و در عالم مادی نگهبانی کلیه آتش های روی زمین به او سپرده شده است. در معنی ترکیب لغت اردیبهشت “مانند بهشت” هم آمده است.


خرداد
طبیعت

خرداد نام سومین ماه سال و روز ششم در گاه شمار اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و پارسی باستان هئوروتات، در پهلوی خردات و در فارسی خورداد یا خرداد گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: جزء هئوروه که صفت است به معنای رسا، همه، درست و کامل. دوم تات که پسوند است برای اسم مؤنث، بنابراین هئوروتات به معنای کمال و رسایی است. ایزدان تیر و باد و فروردین از همکاران خرداد میباشند. خرداد نماینده رسایی و کمال اهورامزداست و در گیتی به نگهبانی آب گماشته شده است.


تیر
تماشای جنگل در جزیره

تیر نام چهارمین ماه سال و روز سیزدهم هر ماه گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا تیشریه، در پهلوی تیشتر و در فارسی صورت تغییر یافته آن یعنی تیر گفته شده که یکی از ایزدان است و به ستاره شعرای یمانی اطلاق میشود. فرشته مزبور نگهبان باران است و به کوشش او زمین پاک، از باران بهره مند میشود و کشتزارها سیراب میگردد. تیشتر را در زبان های اروپایی سیریوس خوانده اند. هر گاه تیشتر از آسمان سر بزند و بدرخشد مژده ریزش باران میدهد. این کلمه را نباید با واژه عربی به معنی سهم اشتباه کرد.

مرداد
جنگل

مرداد نام پنجمین ماه سال و روز هفتم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا امرتات، در پهلوی امرداد و در فارسی امرداد گفته شده که کلمه ای است مرکب از سه جزء: اول “ا” ادات نفی به معنی نه، دوم “مرتا” به معنی مردنی و نابود شدنی نیست و سوم تات که پسوند و دال بر مؤنث است. بنابراین امرداد یعنی بی مرگی و آسیب ندیدنی یا جاودانی. پس واژه “مرداد” به غلط استعمال میشود. در ادبیات مزدیسنا امرداد یکی از امشاسپندان است که نگهبانی نباتات با اوست.
در مزدیسنا شخص باید به صفات مشخصه پنج امشاسپند دیگر که عبارتند از:  نیک اندیشی، صلح و سازش، راستی و درستی، فروتنی و محبت به همنوع، تامین اسایش و امنیت بشر مجهز باشد تا به کمال مطلوب همه که از خصایص امرداد است نایل گردد.

شهریور
جنگل

شهریور نام ششمین ماه سال و روز چهارم هر ماه در گاه‌شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا خشتروئیریه، در پهلوی شتریور و در فارسی شهریور میدانند. کلمه ای است مرکب از دو جزء: خشتر که در اوستا و پارسی باستان و سانسکریت به معنی کشور و پادشاهی است و جزء دوم صفت است از ور به معنی برتری دادن وئیر یه یعنی برگزیده و آرزو شده و جمعاً یعنی کشور منتخب یا پادشاهی برگزیده. این ترکیب بارها در اوستا به معنی بهشت یا کشور آسمانی اهورامزدا آمده است. شهریور در جهان روحانی نماینده پادشاهی ایزدی و فر و اقتدار خداوندی است و در جهان مادی پاسبان فلزات. چون نگهبانی فلزات با اوستاو را دستگیر فقرا و ایزد رحم و مروت خوانده اند. روایت شده است شهریور آزرده و دلتنگ میشود از کسی که سیم و زر را بد به کار اندازد یا بگذارد که زنگ بزند.


مهر
محیط زیست


در سانسکریت میترا، در اوستا و پارسی میثر و در پهلوی میتر و در فارسی مهر گفته میشود. که از ریشه سانسکریت آمده به معنی پیوستن. اغلب خاورشناسان معنی اصلی مهر را واسطه و میانجی ذکر کرده اند. مهر واسطه است میان آفریدگار و آفریدگان. میثره در سانسکریت به معنی دوستی و پروردگار و روشنایی و فروغ است و در اوستا فرشته روشنایی و پاسبان راستی و پیمان است. مهر ایزد هماره بیدار و نیرومند است و برای یاری کردن راستگویان و بر انداختن دروغگویان و پیمان شکنان در تکاپوست. مهر از برای محافظت عهد و پیمان و میثاق مردم گماشته شده است. از این رو فرشته فروغ و روشنایی نیز هست که هیچ چیز ار او پوشیده نمیماند. برای آن که از عهده نگهبانی بر آید اهورامزدا به او هزار گوش و ده هزار چشم داده است. مقام مهر در بالای کوه “هرا” است، آنجایی که نه روز است و نه شب، نه گرم است و نه سرد، نه ناخوشی و نه کثافت. مهر از آنجا بر ممالک آریایی نگران است. این آرامگاه خود به پهنای کره زمین است یعنی مهر در همه جا حاضر است و با شنیدن آوای ستمدیدگان آگاه گشته به یاری آنان میشتابد.
آیین مهر در دین مسیح نیز مشهود است. ایزد مهر در اصل بجز ایزد خورشید بوده است اما بعدها آندو را یکی دانسته اند. مورخان یونانی مهر را به نام میترس یاد کرده اند و کر کرده اند که ایرانیان خورشید را به اسم “میترس” میستایند. از این خبر پیداست که در یک قرن پیش از میلاد مسیح آندو با یکدیگر مخلوط شده اند. نگهبانی ماه هفتم و روز شانزدهم هر ماه را به عهده ایزد مهر است.

آبان
محیط زیست

در اوستا آپ در پارسی باستان آپی و در فارسی آب گفته میشود. در اوستا بارها “آپ” به معنی فرشته نگهبان آب استعمال شده و همه جا به صیغه جمع آمده است. نام ماه هشتم از سال خورشیدی و نام روز دهم از هر ماه را، آبان میدانند. ایزد آبان موکل بر آهن است و تدبیر امور و مصالح ماه به او تعلق دارد. به سبب آنکه “زو” که یکی از پادشاهان ایران بود در این روز با افراسیاب جنگ کرده، او را شکست داده، تعاقب نمود و از ملک خویش بیرون کرد، ایرانیان این روز را جشن میگیرند، دیگر آنکه چون مدت هشت سال در ایران باران نبارید مردم بسیار تلف گردیده و بعضی به ملک دیگر رفتند. عاقبت در همین روز باران شروع به باریدن کرد و بنابراین ایرانیان این روز را جشن کنند. آفتاب در این ماه در برج عقرب یا کژدم قرار میگیرد.

آذر
محیط زیست

در اوستا آتر، آثر، در پارسی باستان آتر، در پهلوی آتر، و در فارسی آذر میگویند. آذر فرشته نگهبان آتش و یکی از بزرگتری ایزدان است. آریائیان(هندوان و ایزدان) بیش از دیگر اقوام به عنصر آتش اهمیت میدادند. ایزد آذر نزد هندوان، آگنی خولنده شده و در “ودا” (کتاب کهن و مقدس هندوان) از خدایان بزرگ به شمار رفته است. آفت آب در این ماه در برج قوس یاکماندار قرار میگیرد.

دی
زمستان، یخ، برف رودخانه

در اوستا داثوش یا دادها به معنی آفریننده، دادار و آفریدگار است و غالبا صفت اهورامزدا است و آن از مصدر “دا” به معنی دادن و آفریدن است. در خود اوستا صفت دثوش (=دی)برای تعیین دهمین ماه استعمال شده است. در میان سی روز ماه، روزهای هشتم و بیست و سوم به دی (آفریدگار،دثوش) موسوم است. برای اینکه سه روز موسوم به “دی” با هم اشتباه نشوند نام هر یک را به نام روز بعد میپیوندند. مثلاً روز هشتم را “دی باز” و روز پانزدهم را “دی بمهر” و….دی نام ملکی است که تدبیر امور و مصالح روز و ماه دی به او تعلق دارد.

بهمن
برف

در اوستا وهومنه، در پهلوی وهومن، در فارسی وهمن یا بهمن گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: “وهو” به معنی خوب و نیک و “مند” از ریشه من به معنی منش: پس یعنی بهمنش، نیک اندیش، نیک نهاد. نخستین آفریده اهورامزدا است و یکی از بزرگترین ایزدان مزدیسنا. در عالم روحانی مظهر اندیشه نیک و خرد و توانایی خداوند است. انسان را از عقل و تدبیر بهره بخشید تا او را به آفریدگار نزدیک کند. یکی از وظایف بهمن این است که به گفتار نیک را تعلیم میدهد و از هرزه گویی باز میدارد. خروس که از مرغکان مقدس به شمار میرود و در سپیده دم با بانگ خویش دیو ظلمت را رانده، مردم را به برخاستن و عبادت و کشت و کار میخواند، ویژه بهمن است. همچنین لباس سفید هم از آن وهمن است. همه جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شده اند و کشتار در بهمن روز منع شده است. بنا به نوشته ابوریحان بیرونی جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شده اند و کشتار در بهمن روز منع شده است. بهمن اسم گیاهی است که به ویژه در جشن بهمنجه خورده میشود و در طب نیز این گیاه معروف است.


اسفند
دویدن در برف زمستانی

در اوستا اسپنتا آرمیتی، در پهلوی اسپندر، در فارسی سپندار مذ، سفندارمذ، اسفندارمذ، و گاه به تخفیف سپندار و اسفند گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: سپند، که صفت است به معنی پاک و مقدس، یا ارمئتی هم مرکب از دو جزء: اول آرم که قید است به معنی درست، شاید و بجا. دوم متی از مصدر من به من معنی اندیشیدن. بنابراین ارمتی به معنی فروتنی، بردباری و سازگاری است و سپنته آرمتی به معنی بردباری و فروتنی مقدس است.
در پهلوی آن را خرد و کامل ترجمه کرده اند. سپندارمذ یکی از امشاسپندان است که مؤنث و دختر اهورامزدا خوانده شده است. وی مؤظف است که همواره زمین را خرم، آباد، پاک و بارور نگه دارد، هر که به کشت و کار بپردازد و خاکی را آباد کند خشنودی اسپندارمذ را فراهم کرده است و آسایش در روی زمین سپرده به دست اوست و خود زمین نیز نماینده این ایزد بردبار و شکیباست و مخصوصاً مظهر وفا و اطاعت و صلح و سازش است. بیدمشک گل مخصوص سپندارمذ میباشد.

انواع ازدواج های پیشنهادی برای آقایان

* ازدواج مسلم: ازدواج اول که حق مسلم هر مردی است.


* ازدواح مفرح: مردی که از یکنواختی زندگی با همسر اولش خسته شده است، برای تفریح زن دیگری بگیرد.


* ازدواج موجه: چرا مردی که زن اولش بچه دار نمیشود یا بیماری دارد، به بهانه های واهی مثل مردانگی و انسانیت و تن دادن به قسمت و صبر در امتحان الهی، به پای او بماند؟ موجه است که در این هنگام هرچه زودتر برای ازدواج بعدی اش اقدام کند.


* ازدواج متمم: مرد ببیند چه صفات زنانه ای را دوست داشته که زن اولش ندارد. بعد زنی بگیرد که آن صفت ها را داشته باشد.


* ازدواج مثلث: مرد تقوی پیشه کرده و به سه زن قناعت نماید.


* ازدواج مربع: مرد تمام چهار زنی را که شرع به او اجازه میدهد بگیرد.


* ازدواج ملون: مرد چهار زن بگیرد: سفید پوست، سرخ پوست، سیاه پوست و زرد پوست.


* ازدواج منظم: مرد هر شش ماه یک بار زن بگیرد.


* ازدواج میسر: مرد هر زنی را که برایش میسر است بگیرد.


* ازدواج مشبک: مرد یک شبکه هرمی ازدواج راه بیندازد. به این معنی که هر زنی گرفت، آن زن، چهار زن دیگر را هم به او معرفی کند و او همه آنها را بگیرد.


* ازدواج مکرر: مرد آن قدر زن بگیرد تا جانش از فلان جایش در برود.

زیبــــا و آموزنده

Three things in life that are never certain
سه چیز در زندگی پایدار نیستند

Dreams
رویاها

Success
موفقیت ها

Fortune
شانس

=============================


Three things in life that, one gone never come back
سه چیز در زندگی قابل برگشت نیستند

Time
زمان

Words
گفتار

Opportunity
موقعیت

=============================

Three things in human life are destroyed
سه چیز در زندگی انسان را خراب می کنند

Alcohl
الکل

Pride
غرور

Anger
عصبانیت

=============================

Three things that humans make
سه چیز انسانها را می سازند

Hard Work
کار سخت

Sincerity
صمیمیت

Commitment
تعهد

=============================

Three things in life that are most valuable
سه چیز در زندگی بسیار ارزشمند هستند

Love
عشق

Self-Confidence
اعتماد به نفس

Friends
دوستان

=============================

Three things in life that may never be lost
سه چیز در زندگی که هرگز نباید از بین بروند

Peace
آرامش

Hope
امید

Honesty
صداقت

=============================

And how beautiful these three important things
in life perspective Dr.Ali Shariati stated
و چه زیبا این سه چیز مهم در زندگی از دیدگاه دکتر علی شریعتی بیان شده

Do not rely on three things never
به سه چیز هرگز تکیه نکن

Pride
غرور

Lie
دروغ

Love
عشق

Gallop is human with pride
انسان با غرور می تازد

Be lost with telling lies
با دروغ می بازد

And dies with love
و با عشق می میرد

=============================

Happiness in our lives has three primary
خوشبختی زندگی ما بر سه اصل است

Experience Yesterday
تجربه از دیروز

Use Today
استفاده از امروز

Hope Tomorrow
امید به فردا

Ruin our lives is the three principle
تباهی زندگی ما نیز بر سه اصل است

Regret Yesterday
حسرت دیروز

Waste Today
اتلاف امروز

Fear of Tomorrow
ترس از فردا

=============================

تفسیر مرد در ضرب المثل ها

زن یک دفعه می‌زاید، مرد روزی صد بار.

این مثل را مردان ساخته‌اند. چون اگر یک بار هم زاییده بودند، این حرف‌ها را نمیزدند.
::
ریش و سبیل مردی نمی‌آورد.

این مثل را احتمالاً زنان ساخته‌اند! چون اگر داشتند، این حرفها را نمیزدند!
::
در خانه مرد همیشه باز است.

این مثل را آدم‌های طمع‌کار برای فریب دادن و سرکیسه کردن مردان ساخته‌اند. فی الحال، در خانه مردان چند قفله است.


حکایت: گویند یکی از مردانِ! بزرگ، چون از خانه برون میرفت در را باز میگذاشت، و چون بر میگشت، آن را میبست. گفتند: حکمت این چیست؟ گفت: ارزش این خانه به من است. چون من در آن نباشم، چه ارزد و به چه کار آید؟!
::
مرد است و مردی‌اش.
منظور از «مردی» در این مثل تا به امروز روشن نشده است. بعضی‌ از آن، دلاوری اراده کرده‌اند و برآنند که قوی‌ترین مردان ایران مصداق آن میباشند. بعضی دیگر، خلاف آن گفته‌اند. والله اعلم!
حکایت: سوسکی در خانه‌ای گذر کرد. زنِ خانه، داد و فریاد آغاز نهاد. مرد آمد و با لنگه کفشی کار او بساخت و گفت: ذلیلا که ما مردانیم! از کسی میترسیم که از سوسکی رنجه بُوَد!
::
مرد که میگویند دهن پر میشود!
خداییش ندانستیم این مثل را کدام طبقه و جنس ساخته‌اند. بعضی از نسخه شناسان معتقدند که در اصل نسخه، این گونه بوده است: «مردکه» میگویند و ... الخ! و به گمان بنده نیز این وجه، به صواب اقرب است. در روزگار ما معمولاً مردان را «مردکه» خطاب میکنند.
::
مردِ حمام زنانه.
این مثل را در جایی زنند که مردی در میان دیگران لاف رجولیت زند و چون کار افتد، در مانَد!
::
مرد باید که در کشاکش دهر / سنگ زیرین آسیا باشد
این مثل را برای گول زدن مردان جهت انجام کارهای سخت یا تحمل شداید یا کنار آمدن با انواع بلیات بکار برند. معمولاً نود درصد مردان با این مثل رام میشوند!
::
مرد باید دست به پشتش بزنی، خاک بلند شود!

این مثل را ایضاً در همان موضع بکار برند. البته، بانوان امروزی دوست دارند که مردها هم مثل اسب کار کنند و بار برند و هم شب که به خانه می‌آیند، لباس‌هایشان تمیز باشد.
حکمت: بزرگانِ کاردان گویند: هنگام ازدواج، زن باید قشنگ باشد مثل آهو، نجیب باشد مثل اسب، باوقار باشد مثل طاووس. مرد فقط ... باشد کفایت میکند.
::
قول مرد اسکناس است.
البته اسکناس 20 تومانی زمان شاه!
::
مرد دیدی، سلام ما برسان!
علی الظاهر گوینده این مثل زنی بوده است که مردان بر وی نیرنگ کرده‌اند. نیز احتمال دارد که گوینده‌ آن عینک مخصوص به چشم داشته و از دیدن مردان عاجز بوده است. نیز تواند بود که زنی دنبال مردی میگردد که با او از راه شرعی وصلت نماید. در این فقره، «سلام ما برسان» یعنی او را کت بسته بگیر و تحویل ما بده. نیز ممکن است که گوینده مثل، در فتنه سبز دستگیر شده و به زندان منتقل گردیده باشد و از او در مورد مردانگی سؤالاتی پرسیده باشند. بعضی گویند: دیدن مردان عظیم واقعه‌ای است که هر کسی را دست نمیدهد. از این دست حرفها، زیاد میزنند.
::
حرف مرد، حرف است!
منظور گوینده ساده لوح این مثل آن است که اگر کسی برای رسیدن به جایی و قدرتی، قولی داد و حرفی زد باید پای حرف و قول خود بماند. در سیاست، ارسال المثل کاربرد ندارد و بدان استناد نتوان کرد! بعضی از اهل فن گویند: مراد از حرف در این مثل، «حرف مفت» باشد که زدن آن هزینه‌ای ندارد. و صحت تعبیر اخیر از آنجا تأیید میشود که پارسیان قدیم گویند: حرف، باد هواست!

 
  • تعداد صفحات :108
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
 

درباره وبلاگ

نظر بدهید
مدیر وبلاگ :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان

ابزار وبلاگنویسان ابزار وبلاگنویسان ابزار وبلاگنویسان ابزار وبلاگنویسان ابزار وبلاگنویسان ابزار وبلاگنویسان ابزار وبلاگنویسان
ابزار وبلاگنویسان